پیمودن مسیر توسعه به سبک ایرانی
"ایران و رآکتور هسته ای آن را به ما نشان دادند"
اولین هیات رسمی اتحادیه خبرنگاران اوکراین عازم ایران شد و نماینده روزنامه "ایزوستیا و اوکراینه" از جمله اعضای این هیات بود. هدف ما از این مسافرت، نه تنها بازدید از ایران و آشنایی با این کشور ، بلکه انعقاد قرارداد از جمله با بزرگترین روزنامه آن کشور به نام "ایران" بود و باید گفت که ما به تمام خواسته های خود رسیدیم.
یانینا سوکولوفسکایا کی یف – تهران – اصفهان
یکشنبه، 13 مارس 2011، 17:23
سردبیر روزنامه ایزوستیا

کلمه "میدان" نشان دهنده ریشه های مشترک ایران و اوکراین است در واقع اولین سوالی که ایرانیان از ما می پرسیدند، این بود که: "تصورات قبلی شما در باره ایران چگونه بود و آیا این مسافرت دیدگاه های شما نسبت به ایران را عوض کرده است یا خیر؟" باید گفت که بعد از سفر به ایران تصورات ما در باره این کشور به کلی تغییر یافته است و تصورات ما در مورد زندگی در یک دولت اسلامی و آن چیزهایی که رسانه ها به ما گفته بودندتقریبا هیچ شباهتی با هم دیگر نداشت. زمانی که داشتم عازم ایران می شدم به یاد حرف های یکی از دوستان قدیم روزنامه "ایزوستیا" یعنی پروفسور آکادمیسین نیکولای آموسوف افتادم. او که یک روس تبار و در واقع اوکراین شناس بود، در مورد اختلافات بین روس ها و اوکراینیان نظریه خاصی را مطرح می کرد. او می گفت که روس ها بیشتر با اقوام فنلاندی و مجاری امتزاج کرده اند اما در اصل اوکراینی ها اثری از خون ایرانی را با خود دارند. بنا بر این می شود گفت که هیات ما به سرزمین قوم و خویشان قدیمی خود سفر می کند. قابل ذکر است که در زمان قدیم نام این کشور از "پرسیا" (برگرفته از نام استان فارس) بود و ملت خود را "پارس ها" می نامیدند اما در گذشته نه چندان دور تصمیم گرفته شد تا این سرزمین از این به بعد "ایران" و ملت این سرزمین "ایرانیان" (به خاطر اجداد آریایی خود) نامیده شوند. بعد از رسیدن ما به ایران معلوم شد که ملت های ما دارای کلمات مشترکی همچون "میدان" و "کیلیم" هستند. در میدان اصلی شهر تهران برجی موسوم به "برج آزادی" قرار دارد که در واقع به دروازه شباهت نزدیکی دارد و توسط چراغ هایی با رنگ های پرچم ایران یعنی سفید، قرمز و سبز خود نمایی می کنند. این برج آزادی در طول راه از فرودگاه تا شمال تهران که آدم های پولدار و مرفه این قسمت تهران را به عنوان محل سکونت خود برگزیده اند، نمایان می باشد. آدم های کم درآمد به نوبه خود در قسمت جنوبی شهر مستقر هستند اما دیدنی ترین قسمت شهر یعنی آرامگاه عظیم آیت الله خمینی(ره) با تمام مناره ها، گنبدهای و سایر ویژگی های معماری شرقی آن که از لحاظ وسعت ده برابر آرامگاه لنین است در این قسمت می باشد.

دومین کلمه مشترک ما "کیلیم" است که برای ایرانیان از اهمیت وِیژه ای برخوردار است. ملت ایران که فرش ها را یکی از اصلی ترین ثروت های خود می داند، عادت دارند چنین آثار هنری ای را روی کف خانه و زیر پای خود داشته باشند. گفتنی است که قالی بافی در سراسر ایران رایج می باشد و قالی های دستی که در هر قطعه از آن تعداد انبوهی گره وجود دارد باعث افتخار خاص ایرانیان است. بر اساس قرآن، خداوند در زمانی که مشغول آفرینش زمین بود فرش بسیار مجللی را روی آن پهن کرد و برای اطمینان کوه ها را روی این فرش گذاشت. در واقع فرش در ایران به عنوان ماکت کوچکی از بهشت بر روی زمین است و بهشت زمینی می باشد. قیمت فرش ها در ایران می تواند حتی بیتشر از قیمت یک دستگاه خودرو کلاس بالا باشد و داشتن فرش گران قیمت در خانه می تواند باعث شادی و افتخار بیشتری به نسبت داشتن یک ماشین مدل بالا برای خانواده ها باشد.
گفتنی است که بزرگترین فرش های دنیا با مساحت های 4343 متر مربع و 5632 متر مربع در ایران بافته شده و در حال حاضر هر دو آنها برای تزئین مساجد به خارج از کشور فروخته شده اند.
ملت های ایران و اوکراین همچنین در سبک محاوره و رانندگی دارای شباهت هایی هستند. سبک رانندگی ایرانیانی که تلاش می کنند در میان ماشین های دیگر لایی بکشند شبیه سبک رانندگی اوکراینی است!
البته تفاوت هایی نیز بین اوکراین و ایران وجود دارد. به عنوان مثال در صورت برخورد نه چندان جدی ماشین ها با همدیگر، رانندگان ایرانی نمی ایستند تا تکلیف همدیگر را روشن کنند و در رستوران های پر جمعیت تهران گر چه موسیقی را گوش می دهند اما مشروبات الکلی نمی خورند و کشیدن سیگار هم بسیار اتفاق نادری است . نوشیدن مشروبات الکلی در اسلام ممنوع است و کشیدن سیگار در جامعه ایرانی رواج چندانی ندارد. باید گفت که چنین وضعیتی من را به یاد زمانی می اندازد که شوروی نیز مبارزه با مصرف مشروبات الکلی را شروع کرد.
وضعیت زنان در ایران
در میان اعضای هیات ما سه نفر از زنان سردبیر حضور داشتند و مهم ترین سوال آنها قبل از سفر به ایران این بود که در ایران چه لباسی باید بپوشند تا مثلا سنگسار نشوند! ما می دانستیم که لباس رسمی زنان در کشور اسلامی حجاب است اما کجا می شود چنین لباسی را خریداری کرد و این برای ما مبهم بود. خوشبختانه به محض رسیدن ما به تهران، این مسئله حل شد. خیابان های تهران پر از مغازه های فروش لباس های زنانه است. لباس های زنان به دو نوع تقسیم می شوند: مانتو ( کت تا زانو همراه با شلوار) و مقنعه ( روسری که از جلو بسته است و بیشر حالت کلاه سربازی دارد). معمولا زن هایی که به پوشیدن چادر (لباسی که تمام بدن زن را می پوشاند) تمایلی ندارند از مانتو و مقنعه استفاده می کنند.
اما باید گفت که اکثر زنان ایرانی دیگر از این لباس های کلاسیک نمی پوشند و در واقع به جای مقنعه از روسری های بسیار زیبا و رنگارنگ و دارای قیمت از 3 تا 60 دلار که حتما باید ساخت ایران باشد، استفاده می کنند.

روسری های حاشیه دار و تزئین شده که با روسری های اوکراینی شباهت عجیبی دارند از محبوبیت ویژه ای در میان زن های ایرانی برخوردار هستند. همچنین در خیابان های تهران زنانی را می شود مشاهده کرد که حتی زیر چادر سیاه خود لباس های گران قیمت و مارک داری را پوشیده اند. گفتنی است که در ایران تمام مارک های تجاری که در کل جهان معروف هستند وجود دارند اما قیمت های چنین لباس های مارک داری در تهران سه برابر از پاریس و دوبرابر از کی یف گران تر است.
جهت ایجاد تنوع و آشنایی کامل با مد امروزی تهران سری به بازار تهران می زنیم. البته باید گفت که حرکت کردن در چنین جای پر جمعیت و پر سروصدایی کار دشواری است. در بازار تهران علاوه بر بازار سه طبقه جواهر فروشی که جمعیت انبوه زنان در آن همراه با ایجاد سروصدای زیاد مشغول چک و چانه زدن با فروشندگان هستند، نمایندگی های مارک های جهانی مثل "گوچی" و "شانل" هم به چشم می خورند.
ظاهر یک زن شیک پوش ایرانی از این قرار است: موهای روشن (زیرا معمولا موهایان را رنگ می می کیند)، آرایش غلیظ، مانتو و شلوار، کفش با پاشنه های بلند (ترجیحا مارک "ویتون") و شال شفاف.
کسانی که ادعا می کنند که زن ها در اسلام مدام تحت ظلم و ستم می باشند یا تا به حال به ایران سفر نکرده اند یا اینکه وضعیت زنان ایراننی را با زنان کشورهای آسیای میانه اشتباه می گیرند. شاید عجیب به نظر برسد اما همان انقلاب اسلامی ای که در سال 1979 به رهبری امام خمینی(ره) در ایران به وقوع پیوست آنچنان حقوق و اختیارات گسترده ای به زن های ایرانی داد که زن های اوکراینی فقط می توانند در خواب ببینند. به عنوان مثال، زن ایرانی که به دلیلی از شوهر خود طلاق می گیرد، می توان تا حدود 100 هزار دلار هم به عنوان کمک برای تامین زندگی خود در آینده از شوهر سابقش دریافت کند. این در حالیست که میزان حقوق (دستمزد) در ایران برابر با میزان حقوق در اوکراین می باشد.
گفتنی است که زنان در ایران از تمام حقوق مدنی از جمله حق رای، رانندگی، حضور در مجامع و اماکن عمومی مثل رستوران ها و قهوه خانه ها و خیابان ها برخوردار می باشند. همچنین ناگفته نماند که از تعداد کل دانشجویان ایران بیش از 50 درصد ، از تعداد کل کارمندان ادارات در کشور بیش از درصد60 و از تعداد کل روزنامه نگاران ایران 70 درصد را زنان تشکیل می دهند و همچنین چهار زن ایرانی در دولت جمهوری اسلامی ایران مشغول به کار هستند و این در حالیست که در هیات وزیران اوکراین حتی یک زن هم حضور ندارد.

نسرین سلطان خواه خانمی میانسال با چادری که بالای مانتو و شلوار پوشیده می باشد. او معاون رئیس جمهوری اسلامی ایران محمود احمدی نژاد در مسائل علمی و فناوری است. تمام معاونین او مردان هستند. خانم نسرین سلطان خواه همراه با معاونین خود در طول یک ساعت و نیم در باره تحولات در زمینه های علمی و آموزشی از زمان وقوع انقلاب اسلامی به بعد برای ما تعریف می کند. از حرف های او ما نتیجه می گیریم که در ایران برخلاف کشور ما در طول سی – چهل سال گذشته مشغول تحقیقات و پیشرفت علمی می باشند و بیش از 50 درصد محققین علمی ایران زن ها هستند.
در جمهوری اسلامی ایران دانشگاه ها به طور فعال و در سراسر کشور مستقر هستند. همچنین دانشگاه های ایرانی با دانشگاه های اوکراین همکاری گسترده ای را برقرار کرده اند و قبل از عزیمت به اوکراین دانشجویان ایرانی فهرست دانشگاه های اوکراین مورد قبول تهران که در میان آنان دانشگاه پلیتکنیک کی یف هم هست را دریافت می کنند. قابل ذکر است که برخی از دانشجویان ایرانی که تحصیلات خود را در دانشگاه های اوکراین به پایان رساندند در حال حاضر در جاهایی کار می کنند که به سوء ظن آمریکایی ها مثلا بمب اتمی ایران را می سازد!
دیدار از راکتور هسته ای تهران
اولین راکتور ایران که قبل از انقلاب و به کمک اروپایی ها ساخته شد درست در مرکز تهران مستقر است. این مرکز از جمله مراکز ایران محسوب می شود که مثلا برای ساخت سلاح هسته ای است! ورود اتباع خارجی و خبرنگاران به این مرکز ممنوع است اما برای ما استثنایی قائل شدند.
باید گفت که کارمندان این مرکز که ما را به داخل ساختمان راهنمایی کردند آشنایی خوبی با زبان روسی داشتند. قبل از ورود به این تاسیسات می بایست تمام مراحل بازرسی از جمله دستگاه "اسکن" کیف ها را طی کرده و سپس لباس سفید می پوشیدیم. عکس و فیلمبرداری در داخل ساختمان راکتور همچنین ممنوع است.
قبل از همه چیز باید بگویم که در ایران یک رسمی وجود دارد که به مهمانان اعم از اهمیت آنها در طول هر مراسم یا دیدار رسمی، چایی وشیرینی تعارف می کنند و مهمانان باید بدون هیچ احساس رودروایسی این شیرینی ها را بخورند. این رسم تعارف کردن چای و شیرینی حتی بدانجایی رسید که موقع پایان بازدید هیات ما از آرامگاه امام خمینی(ره) و هنگام ترک محل به سمت اتوبوس،یک نگهبان با سینی چای و شیرینی آمد نزدیک و تا لحظه ای که تک تک ما چایی نخوردیم اجازه خروج از آرامگاه را نداد!
بعد از به جا آوردن رسم چای خوری گروه ما را به سمت اتاق راکتور هدایت کردند. در مسیر به سمت اتاق راکتور ما از راهرو و درب های اتوماتیکی که توسط کارت رمزی باز می شدند عبور کردیم. شایان ذکر است که ضوابط قفل کردن بخش های ساختمان راکتور از ضوابطی که در نیروگاه هسته ای در چرنوبیل تعیین شدند، آسان تر هستند اما در عین حال کارآمدی آنان یکی می باشد.
مساحت اتاق راکتور 200 متر مربع است و در وسط این اتاق استخر سردکننده قرار گرفت که در تاریکی آن میله ها (عناصر سوخت در راکتور) نور آبی را منتشر می کنند. همراهان ایرانی ما سعی می کنند ظرف 15 دقیقه مهمترین نکات کارکرد راکتور را توضیح دهند، اما به دلیل کمبود وقت به تعریف کردن اینکه قبلا در اینجا اورانیوم را تا 90 درصد غنی سازی می کردند و امروز تنها تا 20 درصد اکتفا می کنند. تمام کارمندان راکتور دارای نشانگرهای میزان تشعشعات دریافت شده می باشند و این ابزار همچنین نشان می دهد که کارمند تا چه زمانی می تواند داخل ساختمان باقی بماند. به سوال ما در مورد اینکه میزان مجاز تشعشعات دریافت شده توسط یک کارمند چه قدر است پاسخ قابل فهمی ندادند. به سوال دوم هیات ما در مورد اینکه چند بار آژانس بین المللی انرژی هسته ای، مرکز شما را بازرسی می کند کارمندان به شوخی جواب دادند:" سالی چهار بار و در این گونه مواقع ما بمب اتمی خود را در گاو صندوق مخفی می کنیم". مرحله بعدی ما بازدید از مراکز فنی و آزمایشگاه های مرکز هسته ای است. در اینجا باید به صراحت گفت که سطح کیفیت و تجهیزات آزمایشگاه های هسته ای ایران به مراتب بالاتر از سطح و تجهیزات آزمایشگاه های هسته ای اوکراین است. چون سطح معلومات من در زمینه پزشکی بسیار پائین است سعی می کنم همه چیز را به زبان ساده و عوام پسند توضیح بدهم. در حال حاضر راکتور تهران فعالیت خود را به تولید موادی که در زمینه پزشکی استفاده می شوند هدایت کرده است. به عنوان مثال در آزمایشگاه های راکتور، کپسول های شارژ شده در غلاف سربی که برای معالجه سرطان کاربرد دارند، ساخته می شود. همچنین در این مرکز نشانگر هایی که با وارد کردن آن به رگ انسان وضعیت مغز، استخوان، دستگاه گوارش و گردش خون را نشان می دهد و همچنین نشانگرهایی که می توانند نقاط خونریزی را تشخیص دهند تولید می شود. تا آنجایی که من اطلاع دارم پزشکان اوکراینی چنین امکاناتی را در اختیار خود ندارند و در این گونه موارد مجبور هستند نقطه خون ریزی بیمار را از روی حدس تشخیص دهند و فوت یک کودک در اوکراین به دلیل خون ریزی داخلی که یک استخان ماهی باعث آن شده بود ( این خبر در روزنامه "ایزوستیا"منعکس شد) واقعیت های پزشکی ضعیف اوکراین در مقایسه با اوکراین را به خوبی نشان می دهد.
در آزمایشگاه های راکتور همچنین داروهای قوی ضد درد برای مبتلایان به سرطان که تزریق یک آمپول از چنین دارویی در طول نیم سال تاثیرات خود را دارد و قیمت آن 300 دلار است را تولید می کند. قابل ذکر است که قیمت چنین دارویی که ساخت آمریکا است و بیماران اوکراینی به زحمت آن را پیدا می کنند 3000 دلار است. ایران داروهای خود را به کشورهای خاور نزدیک و همچنین به روسیه صادر می کند اما در اوکراین داروهای ایرانی گواهی پزشکی را ندارند و در بازار مجاز یافت نمی شوند.
در اینجا همچنین داروها را برای افرادی که در زمان جنگ ایران و عراق آسیب دیدند تولید می کنند. در واقع ایرانیان افتخار می کنند که بر خلاف استفاده از سلاح شیمیایی توسط نیروهای عراق علیه ایران ، ایران به استفاده از این سلاح کشتار جمعی متوسل نشد و در حال حاضر به معالجه بیماران شیمیایی شده خود می پردازد.
بعد از خارج شدن از آزمایشگاه ما شاهد یک منظره عجیبی بودیم. در طول مسیر از راکتور تا در خروجی فرش های متعددی پهن شده و پشت میز ها اشخاصی شبیه داورها نشسته بودند. همراهان ایرانی ما توضیح دادند: " اینجا بزودی مسابقات ورزشی در حال برگزاری است و کارمندان نباید تنها مشغول کار باشند".
انقلاب اسلامی یعنی آغازی بدون پایان
رادیوی ایران اعلام می کند: "ایران تنها کشوری است که گرسنگی در آن وجود ندارد". در واقع باید تصدیق کرد که در طول این سفر هر چه تنها و هرچه با همراهان در خیابان های تهران و اصفهان می گشتیم، حتی یک گدا را ندیدیم.
اگر به چشم های خود و حرف های بزرگترین مرکز رسانه ای ایران "پرس تی. وی" باور کنیم می شود گفت که زندگی در ایران از ثبات و استحکام برخوردار است.
"پرس تی. وی." مجتمع عظیمی است که در جوار یکی از زیباترین مساجد تهران و در بلوار ولی عصر قرار دارد. ویژگی اصلی بلوار ولی عصر این است که این خیابان تقریبا از نصف شهر تهران گذر می کند. در طول این خیابان رودخانه ای کوهستانی جریان دارد و همچنین شهربازی های متعدد در اطراف آن قرار دارد. صبح ها مردان و زنان مسن و بعد از ظهر ها جوانان در این شهربازی ها مشغول استراحت و تفریح هستند. به طور کلی می شود گفت که ایرانیانی که نه مشروبات الکلی می خورند و نه دخانیت استعمال می کنند، همواره مواظب سلامتی خود هستند.
"پرس تی. وی" علاوه بر اینکه به طور شبانه روز پخش مستقیم دارد، بلکه ده ها نمایندگی در کل دنیا، پخش رادیویی در اوکراین، روسیه، کشورهای بالتیک، قفقاز و آسیای میانه دارد. علاوه بر این پخش این مرکز رسانه ای نه تنها به زبان های فارسی و انگلیسی بلکه به زبان روسی هم صورت می گیرد. مجریان رادیویی صدا و سیمای ایران یا در روسیه و اوکراین تحصیلات خود را به پایان رساندند یا در دوشنبه پایتخت تاجیکستان به دنیا آمدند و سپس به وطن تاریخی خود یعنی ایران برگشتند.
در حین بازدید ما از اتاق پخش مستقیم رادیو روسی مجریان برنامه مشغول منعکس کردن آخرین اخبار در خصوص آفریقای شمالی بودند. به ما توضیح دادند که وقایع اخیر آفریقای شمالی در واقع امتداد انقلاب اسلامی ایران است که 32 سال پیش به وقوع پیوست. مسئولین اتاق های تهیه اخبار (نیوز روم) که فعالیت آنان بر اساس "بخش تحلیلی – بخش اجرایی" تنظیم شده است، برای تشریح استدلالات چنین نظریه ای زحمت فراوانی می کشند. تعداد کارمندان زن در مرکز رسانه ای "پرس تی وی" نیز قابل توجه می باشد. خانم های با حجاب در اتاق های پخش، مستقیما درباره آخرین اخبار دنیا صحبت می کنند که به نوبه خود نشان می دهد که جنگ های رسانه ای از این به بعد "چهره زنانه" را به خود می گیرند.
کمک دولت به مطبوعات
در ایران مطبوعات کاملا دولتی وجود ندارد. البته در بعضی از روزنامه های خصوصی دولت دارای سهم خود (در حدود 20 درصد) می باشد. در ایران هم روزنامه های طرفدار دولت و هم روزنامه های مخالف آن مشغول فعالیت هستند. اما اعم از گرایش، تمام روزنامه های کشور هر سه ماه یک بار از دولت کمک دریافت می کنند. میزان این کمک به نیازهای نشریه و قبل از همه چیز به تیراژ آن بستگی دارد. به طور کلی دولت جمهوری اسلامی ایران جهت توسعه مطبوعات سالانه 100 میلیون دلار اختصاص می دهد. به گفته کاوه اشتهاری مدیر عامل روزنامه " ایران" دولت 15 درصد هزینه این روزنامه را متقبل می شود.

علاوه بر این روزنامه ها در ایران از پرداخت مالیات کاملا معاف هستند و در زمان بروز بحران اقتصادی روزنامه های ایران با فعال کردن بازار تبلیغاتی و تامین هزینه های خود از این طریق توانستند این مرحله سخت را پشت سر بگذراند. تاجران ایرانی هم در زمان بحران و بر خلاف تاجران اوکراینی به اهمیت تبلیغات پی بردند و در این زمینه سرمایه گذاری های قابل توجهی را انجام دادند.
همچنین گفتنی است که دولت بر فعالیت نشریات هیچ محدودیتی را نمی گذارد اما یک "رسمی" وجود دارد که طبق آن نباید اخبار مربوط به تظاهرات غیرقانونی را منعکس کرد. البته منعکس کردن اخبار مربوط به تظاهرات قانونی در کشور مجاز می باشد.
به گفته معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در امر مطبوعات یعنی آقای محمد زاده، تفرقه اندازی بین اقوام بزرگترین گناه رسانه ای ایران به شمار می رود. در صورت مرتکب شدن چنین اشتباهی، فعالیت روزنامه برای مدت شش ماه متوقف می شود. در ایران تا به حال دو مورد متوقف کردن فعالیت روزنامه ها صورت گرفت. چنین تصمیمی یا توسط دادگاه یا بر اساس تصمیم گیری شورای وِیژه نظارت بر رسانه های گروهی که از 7 عضو از جمله نمایندگان وزارت اطلاعات، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و مجلس و همچنین نمایندگانی از دادگاه مطبوعات تشکیل می گردد، گرفته می شود.
در جمهوری اسلامی ایران که جمعیت آن نزدیک 80 میلیون می باشد 3000 نشریه، 10 خبرگزاری و 100 تا روزنامه سراسری مشغول فعالیت هستند. علاوه بر این در ایران 125 نمایندگی رسانه های خارجی فعالیت می کنند. گفتنی است که گر چه جمهوری اسلامی ایران و ایالت متحده آمریکا مدت هاست که در حال جنگ رسانه ای با هم دیگر می باشند اما رسانه های آمریکایی مجوز فعالیت در ایران را دارند.
روزنامه "ایران" که تازه با روزنامه اوکراینی "ایزوستیا" همکار شده است و خبرگزاری "ایرنا" که در واقع از نظر وسعت در اوکراین نظیر آن را نمی توان یافت، بیشتر شبیه خبرگزاری روسی "ریا نووستی" است، دو واحد عظیم مطبوعاتی ایران به شمار می روند.
هشت زمینه رسانه ای از جمله عکس، ورزش و فرهنگ، هشت حوزه قابل پوشش از جمله ایالات متحده آمریکا، 500 هزار بازدیدکننده در روز، انتشار هفت روزنامه برای اقشار متوسط و تاسیس کالج های رسانه ای (خبرنگاران در ایران در کالج های ویژه وابسته به خود رسانه های گروهی مشغول تحصیل و کسب تحربه می باشند) از جمله امکاناتی می باشد که رئیس خبرگزاری ملی "ایرنا" آقای اسلامی فرد برای ما تعریف کرد.
بیگانگان در ایران وجود ندارند
اگر اکثر کشورهای خارجی پر از بیگانگان می باشند در ایران چنین وضعیتی مشاهده نمی شود. کشوری به این وسعت که در خاک خود چهار فصل دارد با اقتصاد درونگرای خود تمام نیازهای خود را تامین می کند.
تقریبا تمام خودروها در ایران ساخت داخلی هستند. البته خودم یک بار مرسدس اس 500 را دیدم. اما سایر خودروها دارای مارک "پژو" یا "رنو" در خود ایران و با استفاده از فولاد ایرانی تولید می شوند. البته باید گفت که این خودروهای ایرانی (دارای نشانه "پارس") با معادل های اروپایی خود شباهت اندکی دارند و گرچه قیمت آنان بیش از 15 هزار دلار است در میان ایرانیان از محبوبیت ویژه ای برخوردار می باشند. کارخانه "ایران خودرو" از نظر اندازه های همکاری با شرکت های خارجی و در مقایسه با سایر کارخانه های اتومبیل سازی ایران از همه موفق تر به شمار می رود. وسعت این کارخانه آنقدر زیاد است که از یک نقطه به نقطه دیگر آن باید با اتوبوس رفت. در این کارخانه اتومبیل ملی ایران یعنی مارک "سمند" را تولید می کنند. قیمت چنین خودرویی 16 هزار دلار می باشد که به نوبه خود نشان دهنده سطح رفاه ایرانیان است. قابل ذکر است که به اوکراین جهت جلب کردن خریداران، اتومبیل های "سمند" را به قیمت 12.5 هزار دلار می فروشند.
گفتنی است که کارخانه "ایران خودرو" تا به حال موفق شده بازارهای بلاروس، سوریه، ونزوئلا و جمهوری آذربایجان را به دست بیاورد و همچنین در این کشورها خط تولید این اتومبیل را راه اندازی کند. البته در بازار اوکراین شرکت های چینی پیش قدم شده اند اما احتمال وجود دارد که چنین وضعیتی زیاد طول نکشد.
مسئول بخش روابط بین المللی کارخانه "ایران خودرو" حسن بنانژ مهمترین دست آوردهای این کارخانه را برای ما به نمایش گذاشت. در "ایران خورو" سهم اصلی کارها مربوط به تولید اتومبیل ها بر عهده روبات هاست و کارمندان تنها در صورت بروز اشکالات در مکانیزم ها در روند تولید دخالت می کنند. در طبقه اول کارخانه قطعات تولید می شوند و در طبقه بالایی اتوموبیل ها مونتاژ می شوند. سپس اتومبیل های مونتاژ شده را به رنگ سبز (رنگ اسلام) در می آورند.
در سال قبلی کارخانه "ایران خودرو" 735 هزار دستگاه اتومبیل را تولید کرده و به فروش رساند. این کارخانه جزء 19 تولیدکننده اصلی اتومبیل در کل جهان و اولین در خاور نزدیک به شمار می رود. مثل اکثر کارخانه های ایران "ایران خودرو" در ششمین دهه قرن بیستم با کمک شرکت اروپایی "مرسدس" تاسیس شد. در حال حاضر کارخانه "ایران خودرو" طرح های مشترکی با "مرسدس"، "رنو" و "پژو" را اجرا می کند. باید گفت که جمهوری اسلامی ایران همان طوری که در اوکراین به این حقیقت رسیده اند، از تجربه دیگران باید استفاده کرد به خوبی پی برده است.
چگونگی زندگی رهبران ایران و رئیس جمهور محمود احمدی نژاد
رهبران جمهوری اسلامی ایران بسیار ساده زندگی می کنند. مراکز اصلی دولتی کشور و محل استقرار مقامات مهم دولتی ایران در منطقه مرکزی شهر تهران قرار دارند و بسیار ساده و بدون تجمل گرایی می باشند. دسترسی به این منطقه محدود می باشد. بزگترین ساختمان در این منطقه متعلق به وزارت امور خارجه می باشد و در نزدیکی آن محل سکونت بسیار ساده رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد می باشد.

شایان ذکر است که سنت ضد تجملگرایی توسط خود امام خمینی (ره) نهادینه سازی شد. ایشان در یک منطقه معمولی تهران برای خود نصف یک خانه را اجاره کرد و از مهمانان خود در اتاقی با دیوار بدون تزئینات که در آن تنها یک صندلی راحت، کاناپه و فرش بومی پذیرایی می کرد. زمانی که اتحاد شوروی در حال فروپاشی بود و زمان مشورت کردن با دیگران فرا رسید، نماینده گورباچوف ادوارد شوارنادزه برای دیدار با امام خمینی به تهران آمده بود.
برای ورود زنان و مردان به محوطه درهای جداگانه ای پیش بینی شده است. ایرانیان بعد از وارد شدن به خانه امام خمینی ( چون محل مقدس به شمار می آید ) وضو می گیرند و در اتاق نماز به عبادت می پردازند. از اتاق پذیرایی ساده امام خمینی به سمت مسجد مسیری ایجاد شده است. این مسجد به بخش زنان، بخش مردان و بخش سوم ویژه خبرنگاران (که به نوبه خود نشان می دهد که امام خمینی (ره) حتی در آن زمان به تبلیغات درست و صحیح و به دنیای رسانه ای اهمیت ویژه ای قائل بود) تقسیم بندی می شود.
امام خمینی از بالکن کوچکی در مسجد که در آن تا به حال صندلی و مقداری گل که نماد این است که امام خمینی هنوز با ملت خود می باشد، باقی مانده برای مردم سخنرانی می کرد. در نزدیکی خانه ایشان همچنین موزه امام خمینی (ره) قرار گرفته که در آن عکس هایی مربوط به وقایع انقلاب اسلامی و زندگی سیاسی وشخصی ایشان به نمایش گذاشته شده است.
در ایران همچنین در باره راه امام یک فیلمی به نام "ایام سرخ، ایام سبز" ساخته شد. در تمام اداره ها، کارخانه ها، رستورانها و مغازه ها پرتره های امام خمینی و رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران امام خامنه ای به چشم می خورد.

همچنین در نزدیکی خانه امام خمینی ساختمانی واقع شد که مورد علاقه آنچنانی ایرانیان نیست اما برای شهروندان اتحاد شوروی سابق از اهمیت خاصی برخوردار است و این همان کاخی می باشد که در سال 1943 کنفرانس تهران در آن برگزار شده بود.
در حال حاضر این کاخ به موزه تبدیل شده و تنها نوشته ای که روی دیوار قصر دیده می شود خاطرنشان می سازد که در سال 1943 آینده تمام دنیا در این ساختمان تعیین می شد.
اما خود شرکت کنندگان کنفرانس تهران در نزدیکی قصر شاه یعنی در کاخ "سعدآباد" مستقر شده بودند. محمد رضا پهلوی که به مد روز آگاهی کامل داشت کاخ خود را به سبک فرانسوی درآورده بود اما اتاق های داخلی سعدآباد رابه سبک شرقی با آیینه های ریز متعدد که در واقع زیبایی بی نظیری را به وجود می آورند تزئین کرده بود. گفتنی است که تا به حال هم داخل رستوران های شیک ایران را به همین سبک در می آوردند. اما در محل سکونت شرکت کنندگان کنفرانس مذکور هیچ اثری از زیبایی های بی نظیر دیده نمی شود زیرا به گفته تاریخ دانان در انتخاب محل سکونت برای شرکت کنندگان سلیقه رئیس اتحاد شوروی استالین که اصلا اهل تجمل گرایی نبود را در نظر گرفته بودند.

اما مهمترین جای دیدنی سعدآباد نه محل های سکونت شرکت کنندگان کنفرانس و شاه بلکه موزه برادران امیدوار می باشد. در دهه پنجم قرن بیستم دو جوان ایرانی تصمیم گرفتند با موتور به تمام دنیا سفر کنند. هدف اصلی آنان نشان دادن کشور ایران به تمام کشورها و برگزار کردن نمایشگاه های عکس بود. برادران امیدوار از تمام قاره های دنیا عبور کردند و عکس هایی که آنها در طول مسیر طولانی خود گرفته بودند در حال حاضر در این موزه به نمایش گذاشته شده است. در واقع این دو جوان اولین کسانی بودند که ایران را به دنیای پیرامون و دنیای پیرامون را به ایرانیان نشان داده بودند.
اصفهان پایتخت قدیمی ایران
دومین شهری که قرار بود هیات ما از آن بازدید کند پایتخت قدیمی ایران یعنی اصفهان بود. البته شرح دادن تمام زیبایی ها و آثار تاریخی این شهر به زحمت در سه صفحه این مقاله جا می شود. ما همچنین انتظار داشتیم که علاوه بر این آثار تاریخی از بزرگترین کارخانه ذوب آهن و از شرکت هواپیماسازی ایران "هسا" که در آن هواپیما های مشترک با اوکراین "آنتونوف" را تولید می کنند بازدید خواهیم کرد.

قبل از انقلاب اسلامی انگلستان قصد داشت در جنوب ایران کارخانه ذوب آهن را بسازد تا آلودگی این کارخانه کمتر باشد اما بعد از انقلاب تصمیم گرفته شد که به منظور رعایت امنیت و همچنین دسترسی آسان به نیروی کاری، تاسیس کارخانه ذوب آهن در مرکز کشور به صلاح تر خواهد بود.
کارگران کارخانه ذوب آهن در اصفهان با آنکه از میزان دستمزد کمتری به نسبت کارگران اوکراینی بهره مند هستند اما سطح حمایت اجتمایی و میزان اضافه حقوق آنها به مراتب بیشتر است. همچنین برای کارگران کارخانه ذوب آهن در اصفهان مزایایی همچون خدمات پزشکی، کودکستان ها، مدرسه ها و تامین هزینه تحصیلات در دانشگاه ها برای فرزندان کارگران و همچنین مرخصی استعلاجی و استحقاقی، بلیط های رایگان برای مسافرات در کشور برای تمام خانواده، آبونمان استخر، ورزشگاه و رستوران و خدمات رایگان حمل و نقلی پیش بینی شده اند.
کارگران کارخانه "هسا" تقریبا از تمام مزایایی که برای کارگران کارخانه ذوب آهن پیش بینی شده برخوردار می باشند. بر خلاف تصورات قبلی، هواپیمای "آن 140" توسط کارگران و مهندسان ایرانی و نه اوکراینی تولید می شود و تعداد کارکنان اوکراین در "هسا" تنها شش نفر است که سه نفر از آنها نمایندگان کارخانه "موتور سیچ" (که موتورهای هواپیمایی را تولید می کند) و سه نفر دیگر نمایندگان کارخانه "آنتونوف" می باشند. همان طوری که ما پیشبینی می کردیم موقع آمدن هیات ما به کارخانه هیچ کدام از اوکراینیان در آنجا نبودند.
در رابطه با مهندسان کارخانه باید گفت که آنها به زبان روسی تسلط کافی دارند و برای ما به زبان روسی در باره کلیات روند تولید هواپیما ها تعریف می کنند. آنها همچنین گفتند که قیمت تولید یک فروند هواپیما 14 میلیون دلار است در حالی که قیمت فروش آن 10 میلیون دلار می باشد. برای اصلاح کردن چنین وضعیتی اوکراین باید یا برای تولید هواپیما ها با استفاده از قطعات ساخت ایران اجازه دهد یا موتورهای قدرتمند تری را تامین کند تا توان مسافربری هواپیمای "آن 140" تا 100 نفر افزایش یابد. تا به حال از ده تا هواپیمای تولید شده تنها دو فروند ( و آن هم برای نیازهای داخلی) به فروش رسید.
سپس به ما بخش مونتاژ کارخانه "هسا" (که البته در مقایسه با وسعت کارخانه "آنتونوف" در اوکراین کوچک تر است) را نشان دادند که در آن در واقع مرحله نهایی تولید هواپیماها صورت می گیرد. قابل ذکر است که در کارخانه "هسا" همچنین هواپیماهای کوچک دونفره را تولید می کنند که منبع درآمدی برای کارخانه محسوب می شود.

ایرانیان به داشتن امکانات زیاد در زمینه های علمی و فناوری و همچنین به تاریخ خود که به طور رسمی 3000 سال و به طور غیر رسمی 6000 سال می باشد، اهمیت وِیژه ای می دهند. گفتنی است که در اصفهان تا به حال خرابه های آتشگاه زرتشتیان حفظ شده است. همچنین باید گفت که نمایندگان دین زرتشت همچنان در ایران زندگی می کنند. در اصفهان حمامی وجود دارد که دیگ بزرگی در آن قرار دارد و تنها با آتش یک شمع آب در آن ظرف چند ثانیه به جوش می آمد اما زمانی که محققین انگلیسی در صدد کشف دلیل چگونگی این پدیده برآمدند، این معجزه از بین رفت.
علاوه بر این در اصفهان جای دیدنی مثل "منار جنبان" که سیصد سال پیش ساخته شده وجود دارد. هر روز راس ساعت دوازده یک آقایی وارد یکی از این مناره ها می شود و با دست خود این مناره های بزرگ را می لرزاند. برای مشاهده کردن چنین معجزه ای آقایان و خانم ها با چادرهای سیاه خود نزدیک این مناره ها جمع می شوند و خوردنی ها و نوشیدنی ها میل می کنند. در محوطه این مناره ها مغازه یا رستورانی وجود ندارد. بعد از دیدن مناره های جنبان اهالی اصفهان برای گذراندن اوقات فراغت خود به طبعیت می روند.
زورخانه
ایرانیان با تاکید ویژه ای می گویند که ایران یک جذابیت گردشگری است. وجود همزمان چهار فصل در یک کشور، تاریخ چند هزار ساله و سنت های قدیم می توانند به راحتی علاقه گرشگران به ایران را جلب کنند.
معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران یعنی آقای باقری معتقد است که تبلیغات منفی آمریکایی ها در باره ایران مبنی بر اینکه ایران کشوری عقب مانده و پر از شورش است، مقصر اصلی عدم جذب توریست بیشتر به ایران است. آقای باقری همچنین گفت: "اما شما با چشم های خودتان دیدید که این همه دروغ است".

علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران نیز می گفت: "ایران کشوری است که فساد را تقریبا از بین برده و دارای امکانات ویژه و باز برای همکاری می باشد."
در طول دیدار یک هفته ای ما از ایران هیات اتحادیه ملی روزنامه نگاران اوکراینی با تمام مسئولین دولتی که از آنها از قبل درخواست ملاقات شده بود دیدار کرد اما تنها کسی که در آخرین لحظه به ما پاسخ منفی داد سفیر اوکراین در جمهوری اسلامی ایران آلکساندر سامارسکی بود. گفتنی است که ما یک ماه قبل از سفر به ایران برای آلکساندر سامارسکی نامه رسمی فرستادیم اما سفیر اوکراین در ایران در آخرین لحظه به دلیل "فشرده بودن برنامه کاری خود" دیدار را لغو کرد. با توجه با چنین برخوردی از طرف مقامات اوکراینی عجیب نیست که حجم مبادرات کالا با ایران در زمان حکومت ویکتور یوشنکو از حدود 4 میلیارد دلار تا یک میلیارد دلار کاهش یافته است.

در ضمن، معاون سفیر جمهوری اسلامی ایران در اوکراین موقعی که ما به اوکراین برگشتیم برای اسقبال ما به فرودگاه آمده بود.
می شود گفت که تمام ایران شبیه ورزش ملی بسیار قدیمی آن موسوم به زورخانه می باشد. در این زورخانه که جای آن شبیه مسجد است مردان با سن متفاوت (از 2 تا 72 سالگی) با صدای ضرب به رقص در می آیند و حرکات ورزشی انجام می دهند. با انجام دادن چنین حرکاتی آنها انرژی و تلاش خود را برای فرزندان و کشور خود که تصمیم گرفته کشوری با درهای باز باشد، متمرکز می کنند.
یانینا سوکولوفسکایا کی یف – تهران – اصفهان
سردبیر روزنامه ایزوستیا


