مقاله ایران، کشوری با آینده درخشان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

یوسف یادوخا سردبیر روزنامه پودیلسکی ویستی چند هفته قبل بهمراه چند تن از سردبیران اتحادیه خبرنگاران اوکراین با هزینه های خودشان از ایران بازدید و در این سفر برداشتهای خویش را از زوایای مختلف تحولات جاری جمهوری اسلامی ایران، پیشرفتها، دستاوردهای آن در پرتو  روحیه خود باوری ایرانیان و آثار استقلال طلبی به رشته تحریر در آورده است.

 در این گزارش با نگاهی مقایسه ای و تطبیقی پیشرفتهای ایران را بادیگر کشورها بررسی کرده و نوع نگرش غیر واقعی قدرتهای فزون طلب را نسبت به جمهوری اسلامی ایران، مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.

این گزارش می تواند مستند دیگری به عنوان یک شاخص واقعی برای درک واقعیتهای ایران مورد استفاده جامعه جهانی باشد. 

 

 ایران، کشوری با آینده درخشان

 

مقدمه

 

احساسم بر آن است که امروزه تمدن های قدیم بعد از خوابی طولانی در حال بیدار شدن می باشند. این تمدنهای قدیم به کشورهای جوان و پررو از جمله آمریکا نشان می دهند که زمان تسلط آنها بر زمین بزودی به پایان خواهد رسید. این احساسات من بعد از سفر دو سال قبل به چین، یک سال پیش به هند و دو هفته قبل به ایران تشدید شده است.

 تصور نداشتم که بتوانم کشور پر راز و رمز ایران را ببینم. مسیرهای توریستی بین اوکراین و ایران هنوز منظم نشده است. ایران با دریای سیاه همسایگی ندارد اما دریای خزر و خلیج فارس خود را دارد که از نظر استراتژیک دارای ارزش بسیاری است . لذا وقتی متوجه شدم که اینجانب نیز در هیات سردبیران اوکراینی اعزامی به ایران هستم، بسیار خوشحال شدم که می توانم با این کشور آشنا شوم.

الگ نالی وایکو مدیر کل خبرگزاری "اونیان" سرپرستی هیات را به عهده داشت. در بین اعضای هیات، سردبیران روزنامه های سراسری اوکراین و همچنین سردبیران روزنامه های بزرگ منطقه ای چون "پودیلسکی ویستی"(استان خملنیتسک ) و "دونباس (استان دونتسک) حضور داشتند.

 قبل از سفر به ایران هیچ نگرانی خاصی نداشتیم. اما یک هفته قبل از سفر، رسانه های غربی از رویدادهای مهم در تهران صحبت می کردند، چنان که گویا بعد از تونس و مصر، نوبت جمهوری اسلامی ایران رسیده است. آن روز 14 فوریه بود. سوژه های رسانه های غربی موجب نگرانی همه نزدیکان من شده بود. همه با من تماس می گرفتند با یک سوال: "کجا داری می روی !؟

دوشنبه هفته بعد در تهران بودیم. بعد از استقرار در هتل، برای هواخوری و گردش به شهر رفتیم. حدود دو کیلومتری در یکی از خیابان های مرکزی تهران پیاده روی کردیم و چیزی مثل میتینگ، تظاهرات یا تجمع مشاهده نکردیم. چند روز بعد هم با یک مینی بوس، میدان آزادی معروف تهران را دور زدیم، میدانی بس بزرگ که تنها در چین مثالش را دیده بودم. در این میدان جوانان و بچه ها تفریح و گردش می کردند و حتی بویی از اغتشاش یا تظاهرات نبود.

ولی رسانه های غربی از کجا آن سوژه ها را تولید می کنند؟ ایران مانند هر کشور دموکراتیک، هم دولت مستقر و هم نیروی مخالف دارد، نیروی مخالفی که ضعیف هم نمی باشد. چرا که رئیس جمهور فعلی ایران در انتخابات 24  میلیون رای مردم را داشته و رقیب اصلی اش نیز 13 میلیون رای کسب کرده است. پس این 13 میلیون نفر اگر چه به شکل دیگری رای داده اند اما تحت نفوذ رویدادها در تونس و مصر نیستند. در خصوص تظاهرات 14 فوریه اتفاقا بر خلاف اطلاعات رسانه های غربی نه تنها تعداد شرکت کنندگان در تظاهرات دویست هزار نفر نبود، بلکه رسانه های غربی با اغراق خود تعداد تظاهر کنندگان را بارها افزایش داده بود. در اقدامی که می توان آن را جعل واقعیت نامید، رسانه های غربی تظاهرات گسترده مربوط به حمایت مردم از انقلاب و گرامی داشت سالروز انقلاب اسلامی را به دروغ تظاهرات مخالفین نامیدند.

این اقدام رسانه های غربی را نه تنها می تواند جعل اخبار نامید بلکه می توان از آن به عنوان تجاوز خبر و اطلاع رسانی نامید؟ بدیهی است که این رسانه ها دشمنان ایران هستند. بلی، بعد  از انقلاب اسلامی سال 1979 تعداد دشمنان ایران افزایش یافت و در میان این دشمنان آمریکا جایگاه خاصی دارد. آمریکا در طی حدود ده الی پانزده سال، تمام دنیای اسلامی را تحت نفوذ خود درآورده بود و در برخی از این کشورهای اسلامی به زور و سلاح متوسل شده و حکومتهای آنان را به تسلیم واداشت. برخی نیز داوطلبانه در مقابل هژمونی اقتصادی آمریکا تسلیم شدند. اما این تنها ایران بود که در مقابل سلطه پذیری استقامت کرد.  این عدم سلطه پذیری به نوبه خود زمینه ساز شانتاژ سیاسی، حملات رسانه ای  و جو سازی تبلیغی علیه ایران گردید.در اوج این اقدامات ضد ایرانی شاهد تجاوز صدام حسین به ایران هستیم. صدام سرکش و مسلح به تسلیحات شوروی و آمریکا قصد به زانو درآوردن کشور همجوار و برادران مسلمان خود را داشت. صدام در این مسیر، دست به اقدامات وحشت انگیز و خشن زد و به سلاح شیمیایی متوسل شد. در آن روزهای وحشتناک برای ایران، هزاران نفر کشته شدند و بیش از 100 هزار نفر دچار عوارض مربوط به بمباران شیمیایی شدند. ولی مردم ایران در برابر دشمن پایداری کرده و نهایتا پیروز شدند. ضمناً امروز نه تنها مردم عراق بلکه بسیاری از ملل دیگر نیز ایران را دوست دارند و با ایران روابط خوبی برقرار کرده اند. اما مگر آمریکا می تواند چنین وضعیت را بپذیرد؟ لذا انواع اقدامات مخفی و من جمله تجاوز اطلاع رسانی علیه ایران ادامه دارد.

می توانیم در این راستا داستان یک زن ایرانی که علیه خانواده خود خیانت کرد و به  اعدام محکوم شد را یاداوری کنیم. حکم دادگاه ایران مربوط به این پرونده هنوز اجرا نشده، چه سر و صدایی در غرب بر پا کردند!  در عین حال امار حاکی از آن است که در طی سال های اخیر در آمریکا بیش از 124 زن اعدام شده اند. پس چگونه است که آمریکا یی ها می توانند چنین رفتاری در خود غرب را تشریح کنید؟  تنها پاسخی که به این سوال می توان داد آن است که استانداردهای دوگانه حاکم است. چنین استانداردهای دوگانه ای نه تنها نسبت به پرونده مذکور بلکه نسبت به کلیت اصول دموکراسی و حقوق بشر در ایران نیز بکار برده می شود.

بدون تردید رسانه های غربی در پوشش اخبار ایران، بواقع یک گرم حقیقت و  یک تن دروغ می گویند.   

 

تاریخ و جغرافیای ایران

 

اسم نوه دختری من دریا است. این اسم در کشورهای شوروی سابق از محبوبیت زیادی برخوردار بوده است. در کشورهای بالکان این اسم مردانه است و فوتبالیست های معروفی به نام داریو سرنا و دارکا کواچوا حضور دارند.  همچنین می توانیم به اسم زنانه "کرا" اشاره کنیم.

از کجا این اسامی آمده اند؟

نباید خیلی  به فکر فرو رفت. ریشه اسامی مذکور در ایران باستان و مربوط به شاهان بزرگ این سرزمین یعنی داریوش و کوروش است. این شاهان صد ها سال قبل از بوجود آمدن دولت روس - کی یف زندگی می کردند و سهم خود را در توسعه تاریخ جهانی داشته اند.

ولی چرا اسامی شاهان ایرانی را دوست داشتیم؟ چرا اسامی شاهان سرزمین های دیگر  مانند ناوخودونسر بابلی، خئوپس مصری ... را  نگرفتیم؟ این یک معمای تاریخی است، اما به نظر می رسد که در اینجا حافظه ژنتیک و تاریخی ما نقش خود را ایفا کرده است. دانشمندان اوکراینی متفقا اعتقاد دارند که ریشه های ژنتیک ایرانیان و اوکراینی ها یکی است و شباهت های زیادی با یکدیگر دارند. سرچشمه چنین نزدیکی و مقاربت تاریخی و ژنیتیکی کجاست؟

صفحات تاریخ می تواند به ما کمک کنند. چند هزار سال پیش از میلاد و در سرزمین کنونی اوکراین، اسکیف های کوچ نشین در سواحل دریای سیاه و  در زمین های نزدیک به شمال زندگی می کردند. حتی در حال حاضر نیز می توان برخی از تپه ها و مقبره های قدیمی آن دوران را مشاهده کرد.

ولی همه چیز تغییر کرد. زمانی فرا رسید که برخی از اسکیف های شجاع و دلاور به سمت شرق حرکت کردند. آنها از قفقاز عبور کرده و تا سرزمین ایران کنونی رسیدند. در ایران با مردم ایران زمین امتزاج داشتند. عده ای از اسکیف های شمالی تر نیز همچنان در سرزمین اوکراین کنونی باقی ماندند. آنها نیز مسیر تجانس با اقوام دیگر را طی کردند.

این یک شرح مختصر تاریخی است اما شکی وجود ندارد که تمدن ایران یکی از قدیمی ترین تمدن های جهان است. آن قدر این تمدن تاریخی و قدیمی است تصور آن هم برای ما ها سخت خواهد بود.

اما باز هم به ایران معاصر برگردیم. کلمه ایران در نیمه اول قرن بیستم انتخاب شد. قبلاً این کشور برای همه با اسم پرشیا شناخته می شد و از نام استان فارس نشات گرفته بود. ریاست کشور در آن زمان به این جمعبندی رسید که کشور نباید به اسم فقط یک استان نامیده شود و تصمیم گرفت اسمی قدیمی و عمومی برای ملت ایران انتخاب کند و همه ایرانیها آریایی بودند.

ایران کشور بزرگ و پهناوری است که از دریای خزر در شمال تا خلیج فارس در جنوب کشیده شده است. مساحت ایران بیش از  1 میلیون و 600 هزار کیلومتر مربع  است که تقریباً می تواند سه بار اوکراین را در خود جای دهد. جمعیت ایران بیش از 71 میلیون نفر است . به غیر از فارسی زبانان، بخشی از جمعیت ایران را ارمنی ها، آذری ها، ترکمن ها و  یهودیان تشکیل می دهند. ضمناً در شهر اصفهان و در محله ارمنی بودیم و قصد بازدید داشتیم که دیر رسیدیم و علت آن طولانی شدن صرف غذا بود.

طبعیت و آب و هوای ایران دارای تنوع است. در شمال برف می بارد و در جنوب گرمسیر است. همتایان ایرانی ما خیلی لطف داشتند و حتی پیشنهاد کردند از جزیره زیبای کیش هم بازدید نماییم. از ایشان تشکر کردیم ولی نتوانستیم این پیشنهاد را قبول کنیم، چون که پرواز بین تهران و کی یف هفته ای فقط یک بار انجام می شود.

ناگفته نماند که ایران دارای تقویم متفاوتی است و بر اساس اسلامی اس و حدود 600 سال با تقویم میلادی تفاوت دارد.

اغلب نواحی ایران کوهستانی است. در اطراف پایتخت کشور یعنی تهران،  کوه های بلند نمایان است. ولی بر خلاف کوه های کارپات اوکراین، کوهستان سرسبز نیست و تهران خیلی سر سبزی اوکراین را ندارد. البته در طول خیابان ها و در کنار جوی ها، درختانی مثل چنار کاشته شده است. تهران کلان شهری با جمعیت بیش از 10 میلیون نفر - یعنی حدوداً سه برابر بیشتر از جمعیت کی یف – است اما شهری تمیز. معماری تهران شبیه معماری شهرهای اروپایی است و مساجد حاضر در سراسر شهر،  اصالت تهران را حفظ  می کنند.

خیابان ها و اتوبانهای تهران مرا به شگفتی واداشت. در خیابان های اصلی شهر چند میلیونی تهران، چراغ راهنما و چهار راه کمتر وجود دارد و پل های متعدد، شهر را از چراغ و چهار راه بی نیاز نموده است. خیابانهای تهران آن قدر از کیفیت بالایی برخوردار است که کی یف حد اقل ده سال فرصت لازم دارد تا به چنین سطحی از رشد برسد.

 

صاحبان رسانه و اطلاع رسانی در ایران

 

روز اول حضور در ایران ، برای بازدید به خبرگزاری جمهوری اسلامی "ایرنا" و روزنامه سراسری این کشور یعنی روزنامه "ایران" رفتیم.

جای تعجب است که در ایران نشریات دولتی وجود ندارد. همه روزنامه ها متعلق به بخش خصوصی هستند. برحی از آنها به صورت فعالانه با دولت همکاری می کنند. رسانه های گروهی ایران از جمله در بخش اطلاع رسانی از پرداخت مالیات معاف شده اند. علاوه بر این صرف نظر از موضع سیاسی ( هوادار دولت یا خیر ) همه رسانه های ایران از دولت یارانه دریافت می کنند که 10-15 در صد درآمد سالانه روزنامه را تشکیل می دهد.

این واقعیت مرا شوکه کرد. می توانیم با وضعیت مطبوعات در اوکراین  مقایسه کنیم. در اوکراین معمولاً  فعالیت روزنامه های شهری و استانی زیان اور است. البته در کشور ما قانونی وجود دارد که بر اساس آن موسسان روزنامه ها باید از آنها پشتیبانی مالی کنند. ولی این فقط در حد تئوری است. در واقع وضعیت روزنامه در اوکراین به سردبیرش بستگی دارد. اگر توانست مقامات را راضی کند می تواند چیزی دریافت کند، در غیر این صورت باید برود و گدایی کند. البته برایم دردناک است اما می نویسم که سال ها است که نمایندگان شورای استان خملنیتسکی هیچ کمک مالی به روزنامه "پودیلسکی ویستی" نکرده اند. کاشکی کسی از آنها به ایران می رفت و می دید که چگونه این کشور آسیایی که توسط رسانه های غربی بعنوان رژیم توتالیتاری و غیر دموکراتیک معرفی می گردد، در واقع چگونه حتی از مطبوعات بخش خصوصی خود حمایت می کند و اصول آزادی  بیان  را رعایت می نماید.

حالا می توانیم به صورت مفصل به بحث روزنامه "ایران" بپردازیم.  از لحاظ اندازه  و قطع صفحات روزنامه "ایران" شبیه "روزنامه های اوکراین " سیلسکی ویستی" یا "پودیلسکی ویستی" است، ولی شباهت ها در همین سطح است چراکه "ایران" روزنامه ای است که سه روزنامه به زبانهای فارسی، انگلیسی و عربی  چاپ می کند و تیراژ رزونامه فارسی آن بیش از 300 هزار نسخه است. همه شماره های روزنامه ها با اطلاعات داخلی و خارجی پر می شود. چیزی مثل "ساعت پخش برنامه های تلویزیونی"که در روزنامه های اوکراینی فراوان است و  یکی دو صفحه را می گیرد در این روزنامه جایی ندارد. بخش اصلی آگهی ها نیز  در ضمیمه آگهی چاپ می شود و شاید ما هم در آینده تا چنین مرحله ای از رشد برسیم.

به همین دلایل روزنامه "ایران" حجم چشمگیری از اطلاعات را می تواند منتشر کند و لذا بخشی نیز به انعکاس سفر ما اختصاص یافت. تعداد کارمندان روزنامه هم قابل توجه بودهو 800 نفر از جمله 400 خبرنگار در نشریه فعالیت دارند. حدوداً نصف تعداد کل کارکنان "ایران" زن هستند. خانم های جوان و دختران با چشم های سیاه را می توانید در هر بخش این روزنامه ببینید. آنها با روسری، مانتو های مشکی و شلوار جین بخش جدایی ناپذیری از جوانان شاد و خوشبین ایران هستند. من به این خانم های خوش تیپ نگاه می کردم و با خود می اندیشیدم:" چه کسی آن شایعات دروغین در خصوص محدود بودن زنان در ایران را اشاع می دهد؟ آیا شایعه پراکنان بعد از دروغ های خود دچار سرزنش وجدان نمی شوند!؟        

در خصوص طراحی روزنامه ایران باید گفت که روزنامه بر روی کاغذی چاپ می شود که ما در خواب هم نمی بینیم. کاغذ سفید و نازکی که عکس های روی آن گویا زنده هستند. چنین روزنامه ای را مخاطب با طیب خاطر در دست می گیرد، حال آنکه در ایران هنوز کاغذ در حجم کافی تولید نمی شود.

ولی ما در اوکراین کاغذ خود را برای روزنامه ها داریم که نه سفید و نه نازک است، بلکه بالعکس مثل سمباده ناصاف است و بیشتر به درد آن می خورد که همانند هیزم در کوره ها استفاده شود.

در پایان بحث در خصوص رسانه های گروهی در ایران می خواهم به رادیو روسی زبان صدای ایران اشاره کنم. شنوندگان رادیو اکثراً مسلمانان کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق هستند. البته صدای روسی را  ایرانیان هم می توانند بشنوند.

 

سیاست و  سیاستمداران ایرانی

 

در وهله اول می خواهم یادآور شود که از هیات رسانه ای اوکراین در سطح بسیار بالایی پذیرایی کردند. ما با معاون علمی و فناوری  رئیس جمهور، وزیر امور خارجه، معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و دیگر مقامات عالی رتبه ایران دیدار داشتیم. با هر قدمی که بر می داشتیم، احترام صمیمانه ایرانیان به اوکراین و تمایل به تغییر  تصورات منفی قبلی در مورد ایران را احساس می کردیم.

علیرغم پروتکل های معمول دیپلماتیک، همه مصاحبه شوندگان و مقامات با ما بسیار صمیمی و صادق بودند. 

معاون علمی و فناوری رئیس جمهوری ایران یک خانم هستند. ابتدا به جنسیت ایشان اشاره و تاکید کردم که در کابینه وزرای کنونی اوکراین حتی یک خانم وجود ندارد. خانم نسرین سلطانخواه در خصوص ایران و تمایل این کشور به ارتقاء سطح استانداردهای اقتصادی و اجتماعی اشاره نمود. حرف های ایشان شعارهای معمول نبود و در واقع  ایران امروز با آهنگ بسیار سریعی در حال  رشد می باشد.

در طی گفتگو با خانم سلطانخواه، اطلاعات ارایه شده توسط ایشان راجع به فساد مالی برای ما شگفت آمیز بود. این پدیده ی زشت که مثل تمام اوکراین را پوشانده در ایران تقریباً ریشه کن شده است. چند عامل اصلی موجب پاکیزگی از فساد در ایران ذکر گردید. عامل اول: اراده قطعی رئیس جمهور برای تحقق عدالت و رعایت حقوق شهروندی. عامل دوم: عدم اجازه دادن به رشد الیگارشی در جامعه. مثلاً همه مقامات عالی رتبه ( بر خلاف نمایندگان یا مقامات اوکراین)  لباس ساده می پوشند. عامل سوم و عمده ترین عامل: اراده سیاسی ریاست کشور برای ریشه کنی فساد مالی. علاوه بر این در ایران دادگاه های ویژه ای تشکیل شده که سریع و سخت با هر نوع فساد مالی برخورد می کند. مثلاً در هتل پیش خدمت وسائل مرا به اتاقم آورد . من می خواستم  به وی انعام بدهم . وی امتناع کرد و این امر می تواند گواهی برای نشان دادن سطح  مبارزه با فساد مالی در ایران باشد.

خانم سلطانخواه اعلام داشت که در ایران مقامات از امتیازاتی که مستحق آن نباشند برخوردار نمی گردند.

ناگفته نماند که بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان میخائیل گورباچوف تصمیم داشت روابط اتحادیه شوروی با ایران را به شدت تقویت نماید. با این هدف وزیر امور خارجه اتحادیه شوروی ادوارد شواردنادزه به تهران سفر کرد. رهبر ایران یعنی آیت الله خمینی(ره) در منزل خود با ایشان ملاقات کرد. ما از آن منزل بازدید کردیم و به عینه دیدیم که خانه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بسیار ساده بوده است. در این خانه آیت الله خمینی (ره) با مقامات عالی رتبه کشورهای خارجی ملاقات می کرد.

مقامات کنونی ایران نیز همان تواضع رهبری خود را به عاریت گرفته اند و رعایت می کنند. شما هیچ نوع خودستایی از میزان اختیارات، دارایی ها و یا چگونگی تفریحات را در ایران مشاهده نخواهید کرد. مردم همه چیز را می بینند و احساس می کنند.

در واقع همه دولت ایران با توجه به سطح زندگی عامه مردم زندگی می کنند و زندگی تجملاتی ندارند. با این حال استانداردهای زندگی در ایران از استانداردهای زندگی در اوکراین به مراتب بالاتر است. تحصیلات و خدمات پزشکی تقریبا رایگان است. بیمه های درمانی به شدت فعال هستند و مستمری ها برقرار است. مثلاً بازنشستگان برای بیمه درمان 1،5 در صد از حقوق بازنشستگی  خود و  کارکنان دولتی 2،7 در صد از حقوق خود را پرداخت می کنند. کف حقوق بازنشستگی 290 دلار ، میانگین آن 500 دلار ، و سقف حقوق بازنشستگی 1200 دلار می باشد که به قضات و هیات علمی دانشگاهها اختصاص دارد. اگر در نظر داشته باشیم که به طور متوسط قیمت ها در ایران 30-20 در صد پایین تر از قیمت ها در اوکراین باشد، به خوبی می توان سطح زندگی ایرانیان را تصور کرد. قیمت یک لیتر بنزین در ایران حدوداً 3،5 گریونا می باشد و ای کاش ما هم حد اقل برای یک سال سوختی به این ارزانی داشته باشیم.

دیدار با آقای علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران هم بسیار جالب بود. ایشان معتقد بودند که انقلابهای شمال آفریقا از جمله در تونس، مصر، لیبی و کشورهای خاورمیانه از انقلاب اسلامی در ایران الهام گرفته اند. وی اعلام داشت که مردم و نمایندگان کشورهای جهان اسلام  با بازدید از ایران و مشاهده تغییرات مثبت در زندگی مردم، اطلاعات خود را در میان عامه مردم کشورهای خود پخش کرده اند و در نتیجه چنین واکنشهایی ایجاد شده و ما شاهد آن می باشیم.  وی اتهامات مربوط به تهیه سلاح کشتار جمعی را مورد انتقاد شدید قرار داد و گفت: " هیچ کشوری در دنیا به اندازه شوروی دارد کلاهک اتمی نبود. مگر آن میزان تسلیحات در شوروی توانست نجات بخش آن کشور باشد و مانع فروپاشی شوروی گردد؟ امروزه هم آمریکا به بزرگترین زرادخانه تسلیحاتی دنیا دسترسی دارد. مگر این زرادخانه عظیم مانع شکست آمریکا در عراق شد؟"

البته این نتیجه گیری ها بسیار منطقی است.  ما از صحبت های علی اکبر صالحی ما چنین برداشت کردیم که هیچ قدرت و منبع زورگویی ای نمی تواند مانع ایران در دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای گردد. بله، چنین موضع پایداری از جانب وزیر ایرانی قابل احترام است.  

  

اسبی که چهار نعله می تازد

 

هر کشوری که به دنبال حضور در جمع کشورهای پیشرفته است، باید حتماٌ تولیدات خود را در عرصه خودروسازی داشته باشد. این امر خصوصا در بخش تولید خودروهای سواری اهمیت بیشتری دارد. به هر میزان که تعداد بیشتری از انواع خودروها در یک کشور ساخته می شود، به همان میزان اعتبار و  حیثیت آن کشور در ذهن مردم کشورهای مختلف افزایش می یابد. مثلاٌ مردم اوکراین چگونه ژاپن را ارزیابی می نماید؟ در وهله نخست، ارزیابی ژاپن توسط اوکراینی ها با توجه به ساخت خودروهای «تویوتا»، «مزدا»، «سوبارو»، «میتسوبیشی» و « نیسان» و ارزیابی از آلمان با توجه به ساخت خودروهای «بی ام و » ، «مرسدس» ، «فولوکس» و «اوپل» و ارزیابی از کره جنوبی بر اساس تولید خودروهای «هیوندا» و «سوناتا» و «کیا»  و « دوو » ارزیابی می شوند. این فهرست را می توان ادامه داد، اما تعداد کشورهای سازنده خودروها انگشت شمار می باشند.

احداث کارخانه خودروسازی به چند میلیارد دلار سرمایه نیازمند است. علاوه بر این، ایجاد تنوع در تولیدات و تولیدات فرعی و جانبی نیز مورد نیاز می باشد. پس از راه اندازی کارخانه و رسیدن به تولیدات انبوه، تازه باید به بازار خودرو نیز دسترسی پیدا کرد، یعنی باید خودرویی را ساخت که حد اقل در داخل کشور، خریدارانی داشته باشد و موفقیت در فروش خودرو در خارج از کشور، نیز آرزویی است که تنها در موارد اندکی محقق می شود.

ایران در این عرصه وارد شده و کارخانه خودروسازی خویش را در نزدیکی تهران   که یکی از قطب های صنعتی کشور است، احداث کرده است. یک شهر  بزرگ صنعتی دیگر ایران، اصفهان نامیده می شود که در قسمت جنوبی تهران قرار داشته و پرواز با هواپیما از تهران به اصفهان نیز حدود نیم ساعت بطول می انجامد. در نزدیکی  اصفهان، مجتمع ذوب آهن نیز قرار دارد. با توجه به اینکه اصفهان بیش از 6 میلیون نفر جمعیت دارد، هیچ مشکلی در امر تامین نیروی کاری برای این کارخانه بزرگ بوجود نخواهد آمد.

برگردیم به کارخانه عظیم خودروسازی ایران خودرو که 50 سال پیش بنای آن آغاز شده است. در ابتدای فعالیت، کارخانه در امر مونتاژ اتوبوس و بر اساس پروانه بهره برداری آلمانی کار می کرد. سپس تولید ماشین سواری با استفاده از مارک فرانسوی پژو شروع شد و در حال حاضر در بیشتر جاده های ایران چنین خودرویی مشاهده می شود. اما چند سال قبل ایرانیان به ساخت در حجم انبوه خودروی ملی سواری خود تحت عنوان «سمند» مبادرت ورزیدند و متعاقباٌ تولید دو مدل تغییر شکل یافته این خودرو تحت عناوین «سریر» و «سرن» با مارک و علامت سر اسب شروع شده است. این ماشین ها بسرعت در میان مردم محبوبیت یافته اند و در ایران و خارج از کشور به فروش می روند.   راستی، در اوکراین هم چنین ماشین هایی با مارک اسبی خود که چهار نعل می تازند در حال افزایش است. جای تعجب ندارد، چرا که شرکت "ایران خودرو" در سال گذشته 680 هزار ماسین سواری تولید نموده و در سال جاری تعداد ماشین های تولیدی تا 785 هزار واحد افزایش خواهد یافت. در کارخانه های ماشین سازی ایران جمعاً  1 میلیون 400 هزار ماشین در سال آینده ساخته خواهد شد و این یعنی کسب رتبه 12 در جهان است. قیمت های مناسب و طراحی خوب برای ماشین های سواری ایران خودر نام نیک ارمغان آورده . محصولات این کارخانه در حال حاضر به بیش از 30 کشور جهان صادر می شود.

تعریف از کارخانه "ایران خودرو" در همین حد تمام نمی شود و این شرکت خودرو سازی به افتتاح نمایندگی های خود در خارج از کشور پرداخته است. امروز نمایندگی های "ایران خودرو" در آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و حتی در بلاروس و قزاقستان دایر هستند. بلی، همسایگان ما نمی خوابند.

بیایید وضعیت اوکراین را در این زمینه بررس کنیم. کارخانه ماشین سازی زاپوروژه ما چند سالی با کره جنوبی قایم موشک بازی کرد. سرانجام رفتیم به سراغ چینی ها تا بخت بیازماییم، تا چه پیش آید.

دوست دارم باز هم چند کلمه دیگر راجع به کارخانه "ایران خودرو" بنویسم. همه مراحل تولید در این کارخانه اتوماتیک می باشد. ضمناً موتورها کاملاً تولید ایران می باشد. کارخانه آن قدر بزرگ است کهً بازدید از آن طی یک روز بدون ماشین امکان پذیر نیست. لذا هیات اوکراینی را با مینی بوس مخصوصی با کارخانه آشنا کردند .

نمی توانم راجع به کارخانه "فولادمبارکه" ننویسم. ما در اوکراین چند کارخانه فولاد سازی داریم. ولی آن چیز هایی که در فولاد مبارکه در خصوص  ظرفیتهای تولیدی، پیشرفت علمی و فنی) دیدیم ما را بشگفت آورد. منظره تبدیل استوانه های بزرگ و داغ فولادی به ورقه های نازک فولادی، منظره بسیار جالبی بود ودر این کارخانه نورد گرم و سرد همزمان دایر می باشد.

ما حتی وارد محوطه شده و به ورقه های نازک و آیینه ای شکل که به صورت دائمی تولید می شوند و در اختیار مصرف کننده قرار می گیرند دست زدیم. بازار مطرف داخلی محصولات بسیار بزرگ می باشد و صادرات به سایر کشورها نیز وجود دارد. نکته ی قابل توجه آن است که ژاپن برای ساخت ماشین های خود از ایران فولاد خریداری می نماید . این امر نشانه سطح کیفیت کار است و ما را از توضیح و تفسیر بیشتر بی نیاز می سازد.

سطح و کلاس تجهیزات استفاده شده در شرکت فولاد مبارکه را از یک گفتگوی کوتاه می توانیم ارزیابی نماییم. یکی از مدیران شرکت از ما پرسید که به نظر شما تعداد کارکنان شرکت چقدر می باشد. اولین خبرنگاری که سعی کرد به این سوال پاسخ دهد آلکساندر بریژ "سردبیر روزنامه دونباس" بود . وی با این تصور که در کارخانه فلزسازی اوکراین در شهر ماریوپول 14 هزار نفر مشغول به کار بودند، با اطمینان گفت:" فکر می کنم 15 هزار نفر باید باشد." مدیر گفت:" شما یک خرده اشتباه کردید. تعداد کل کارکنان ما سه هزار و پانصد نفر است."

سن متوسط کارکنان کارخانه 30-35 سال و حقوق متوسط 700 دلار است و می شود خوب زندگی کرد چرا که در ایران همه چیز ارزان تر است.

 

مناسبات اوکراین و ایران

 

ما با این کشور بزرگ آسیایی روابط دیرینه و نزدیکی داریم. ما هیچ وقت با همدیگر درجنگ نبوده ایم. هیچ وقت رویارویی نداشته ایم و کدورت و اختلافات  ما بین ما وجود نداشته است. روابط فی ما بین دو کشور به ارتقاء روزافزونی خصوصا در زمینه آموزشی و فرهنگی نیاز دارد و ما سعی می کنیم در این زمینه به همدیگر قسمتی از دل و جان خود را هدیه کنیم. چرا که آن دسته از دانشجویان ایرانی که در دانشگاه های اوکراین مشغول به تحصیل بوده و هستند از صمیم قلب اوکراین را دوست دارند و ما نیز آنها و ایرانیان را.

یک روز پیش از پرواز به کی یف به یکی از شیرینی فروشی های ایران سر زدیم. داشتیم خرما انتخاب می کردیم که یک پسر ایرانی خوش تیپ آمد و به زبان روسی به ما گفت:

- از این نوع بگیرید .

- پرسیدم: از کجا روسی یاد گرفتی؟

- گفت: کی یف درس خواندم.

  - گفتم: ما هم از کی یف هستیم.

آن پسر من را مثل برادر خود و با خون گرمی در آغوش گرفت و به دلم نشست.

امروزه فقط برنامه های آموزشی، کشور های ما را به هم نزدیک نمی کند و ایران و اوکراین مثلاً در هواپیماسازی نیز همکاری دارند. اولین هواپیمای غیر نظامی ایران بر اساس پروانه اوکراینی و در قالب پروژه معروف "انتونوف -70" ساخته شده بود.

ما از کارخانه هوا پیما سازی "هسا" که در نزدیکی اصفهان قرار دارد  هم بازدید نمودیم. امروزه در آشیانه این کارخانه 4 هواپیما در حال تولید است. جمعاً بیش از 10 تا هواپیما ساخته شده و به کار گرفته شد. البته این تعداد کم و بلکه خیلی کم است. چراکه از اول در نظر داشتند سالانه  12 هواپیما  بسازند. ولی این پیش بینی ها متاسفانه هنوز فقط در کاغذ است و تقصیر اوکراین در این موضوع کم نیست.

بر اساس قرارداد 70 درصد قطعات لازم به طرف اوکراینی تعلق دارد اما نکته اینجاست که در سهم اوکراینی، قسمتی به روسیه هم تعلق دارد. برای تشریح امر به بهترین شکل ممکن ضرب المثلی را یادآور می شوم: " در خانه ای که دو کدبانوست، خاک تا زانوست." 

ایرانیان به اتفاق آرا می گویند: "هواپیما خوب است" و در عین حال چند تا تذکر اصلی ابراز کردند : اولاً، قیمت تمام شده هواپیما گران است. ثانیاً طراحی  هواپیما در مقابل هواپیما های فرانسوی کم می آورد. ثالثاً موتور هواپیما برای هوایی گرم ایران مناسب نیست.

بلی،  این رقص ما در زمینه همکاری های هواپیما سازی بود. درست است، خوب از آب در نیامده است. شاید این هم یکی از جمله دلایلی باشدکه سطح مبادلات تجاری بین دو کشور در سال گذشته در همان سطح 1 میلیارد دلار باقی مانده است.

ناگفته نماند که معاملات تجاری بین کشور های ما می توانست از محل نیروگاه بوشهر به مراتب افزایش یابد. بلی، ایران آمادگی داشت برای اولین نیروگاه هسته ای خود توربین های اوکراینی را خریداری نماید. آن زمان همه مدارک لازم برای تحویل توربین ها که می توانست باعث سرازیر شدن میلیونها دلار به اقتصاد اوکراین شود، آماده بود. ولی اوکراین بصورت یک طرفه آن قرارداد را فسخ کرد. می خواهید دلیلش را بدانید؟ "توصیه دوستانه" آمریکا در میان بود. بلی، افتضاح است. آن زمان  کشور ما چه در عرصه بین المللی و چه در عرصه داخلی بدون هماهنگی با سفیر آمریکا، قدمی بر نمی داشت.

خدا را شکر، امروز  وضعیت تغییر کرده است. دولت ما سعی می کند با ایران در زمینه انرژی هسته ای مذاکره کند. امیدوارم همه چیز خوب باشد چرا که به نقل از مقامات عالی رتبه ایران، کشورهای ما مکمل همدیگر می باشند.

ایران امروز می تواند از اوکراین برخی فناوری ها را دریافت کند. از طرف دیگر منابع انرژی ایران چشم گیر است. امروز ایران از لحاظ منابع نفتی جایگاه سوم را به خود اختصاص داده است. پس ظرفیت منابع ایران دو برابر بیشتر از منابع روسیه است.

چندی پیش ویکتور یانوکوویچ رئیس جمهوری اوکراین یک اقدام بسیار شجاعانه ای را انجام داد. وی با جمهوری آذربایجان قرارداد تحویل نفت از طریق لوله انتقال نفت "اودسا – برودی" را به امضا رساند. این قرارداد تحویل گاز به اوکراین و اروپا بدون مشارکت روسیه را پیش بینی می کند.

شاید در شبکه های تلویزیونی روسی برنامه هایی را دیده باشید که طی  ویکتور یانوکوویچ را مضحکه کنند و این امر به دلیل قرارداد با جمهوری آذربایجان است.

ولی من می خواهم نکته ای را تصور و یادآوری کنم. جمهوری آذربایجان برای تحویل نفت خود حتماً باید از کشور سوم استفاده کند چراکه مرز های مستقل با اوکراین ندارد. ولی با ایران ما حتی خط لوله مستقل را می توانیم بسازیم، چراکه ایران از خلیج فارس به تمامی اقیانوس ها دسترسی دارد. شاید کسی بگوید این امر فقط یک خیال بافی است. ولی اگر حد اکثر به لوکاشنکو رئیس جمهوری بلاروس نگاه کنید، می بینید که در زمینه ساخت نمایندگی "ایران خودرو" در کشور خود با ایران به توافق رسیده و خواهید فهمید که می شود کار کرد و خیالبافی مطرح نیست.

 

روح سالم در بدن سالم

 

شاید به سختی باور کنید اما این یک واقعیت است که در ایران مشروبات الکلی مصرف نمیشود. این قانون در ایران در حال اجراست و حتی آبجو نیز مصرف نمی شود. یک نوع آبجو بدون الکل وجود دارد که بیشتر شبیه آب میوه است.

باور کنید ظرف  هشت روز حضور در ایران ما دوره پاکسازی بدنی و معنوی را داشتیم. چرا که ذهن هوشیار همه چیز را زود تر و بهتر درک می کند، جهان بهبود می یابد و مردان ایرانی الکلی نمی توان دید. الکلی های بد قیافه، آدمهای خیلی چاق در ایران دیده نمی شوند. جوانان ایرانی سالم و خوش قیافه هستند و حتمآ نسل خوبی را به دنیا خواهند آورد.

تربیت بدنی و ورزش دارای محبوبیت است. در نزدیکی هتل ما و در پارک دستگاه های تمرین ورزشی را قرار داده اند.

روزی ما را برای بازدید از مرکز هسته ای تهران که اسرائیل می خواهد آنرا از بین ببرد، دعوت کردند. در یکی از آزمایش گاه ها، دارو های رادیویی ضد سرطان غده تیروئد را دیدم و یادم ماند که ایرانیان به چگونگی درمان این بیماری دست یافته اند.

بعد از بازدید از آزمایشگاه ها و در محوطه بیرونی شاهد حضور حدود صد تا صدو بیست نفر بودیم. فکر کردیم میتینگی است. ولی متوجه شدیم که کارمندان مرکز هسته برای ورزش و مسابقه بیرون آمده اند. ضمناً کارمندان آن مرکز هسته ای غالبا جوانان هستند و چندی پیش دشمنان ایران دو دانشمند هسته ای معروف ایرانی را کشتند.

معمولاً ما در رستورانهای خوب تهران غذا می خوردیم. غذا های ایرانی بسیار متنوع و خوشمزه هستند. البته گوشت خوک آنجا نیست. ولی ماهی، مرغ و گوشت گوسفند فوق العاده خوشمزه است.

یک روز میزبانان مهماندوست، ما را به رستوران سنتی ایرانی دعوت کردند. شام خیلی خوبی بود. در سن رستوران، خواننده ایرانی با صدای قشنگ خود یک ترانه روسی "اچی چرنیه" را  برای ما خواند. ما برایش صمیمانه دست زدیم . بعداً آهنگهای ایران را  شنیدیم، خیلی قشنگ بود. همه این شادی ها بدون قطره ای الکل بود. سالم زندگی کردن در همه جا احساس می شد.

در اصفهان پلی پانصد ساله بر روی رودخانه زاینده رود وجود دارد. این پل منحصر به فرد با طول حدود 1،5 کیلومتر دو سمت شهر را متصل می کند. پس از شام با همکاران رسانه ای برای هواخوری روی پل رفتیم. گروهی از پسران از کنار ما رد شدند. کسی با ما کاری نداشت و چیزی نگفت. دوستم گفت:" باور کن اگر دونتسک بودیم (شهر اوکراین) این شانس را نمی داشتیم که به راحتی عبور کنیم"

بلی، طرز زندگی در ایران  با طرز زندگی در اوکراین فرق می کند. در این کشور به بزرگان و زنان احترام می گذارند. آداب و رسوم و فرهنگ قدیمی خود را حفظ می کنند. زن های ایرانی حجاب اسلامی را رعایت می کنند، همانگونه که زنان اوکراینی نمی تواند بدون روسری وارد کلیسا شوند. این آداب و رسوم مشترک ما نیازمند حفظ و احترام است.

هفت روز در ایران خورشید برای ما می تابید. روز هشتم باران آمد. باران برای آن سرزمین خشک باعث خوشحالی مردم است. برای ما آن باران همانند اشکی پاک و زلال برای خداحافظی با کشور غنی، کریمانه و هنوز کم شناخته برای اوکراینی ها بود.  

 

یوسف یادوخا ، سردبیر روزنامه "پودیلسکی ویستی"

 

صفحه ی کنونی: سیاسی مصاحبه ها و مقالات مقاله ایران، کشوری با آینده درخشان